« فلسفه وحدت حوزه ودانشگاه »
31 بازدید
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ نشده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
« مقدّمه »مسئلۀ حوزه و دانشگاه و وحدت این در اجتماع ما ، یکی از هزاران مسئلۀ فکری و اجتماعی دیگری است که در پروسۀ مدرنیته تولّد یافته است و مخصوصاً از مشروطه به بعد ذهن پاره ای از عالمان عصری و روشنفکران مذهبی و غیره را به خود مشغول داشته است . این مسئله با پیدایی انقلاب سال 57 ( 1980 میلادی ) به شیوۀ جدیدتری مطرح شد و ضرورت آن بیش از پیش آشکار گشت ولی امروزه متأسفانه پس از گذشت دو دهه و اندی از انقلاب ، ما برای تحقق این مهم چیزی جز مشتی الفاظ و تئوری های آکادمیک در دست نداریم و این مسئله در واقعیّت اجتماع ما آن چنان که باید ساری نشده است و هنوز هم این دو گانگی در قلمرو و حوزه و دانشگاه به چشم می خورد . تلاش بنده برای بررسی این موضوع ، صرفاً به دلیل اهمیّت اجتماعی و تاریخی و معرفت شناختی این مسئله بوده است و نیز مشاهدۀ سرنوشت این مسئله در سال های بعد از انقلاب .هرگز نباید از این فعالیت های فکری و ذهنی یا آن چه که در این مقاله عنوان شده است ، به عنوان یک « بررسی علمی و تحقیقی » استفاده کنید بلکه هم چنان که پاز در مقدّمۀ « اندیشه هایی دربارۀ تاریخ معاصر » آورده است این فعالیت ها حاصل واکنش انسانی است که نسبت به قضایایی پیرامون جهان خویش خیلی بی تفاوت نیست . لذا این نوشته چیزی جز یک اشارت کوتاه و مختصر نیست تا شاید جرقه ای در خرمن اندیشۀ دوستان بیفکند و مقدمه ای باشد برای یک حرکت .
آدرس اینترنتی